بعد رفیقم گفت با ماشین من برو ... صد بار گفتم نمیخوام
اونم گفت بردار ببر دیگه
همون اول داشتم دور میزدم تو کوچه ...
یکی اومد زااااارت زد گلگیرشو له کرد
+ :| اینجوری داشتم نگا میکردمو جوش میزدم که چجوری بهش بگم ؟!
+ تو خواب همچین تعارفی زد ... تو بیداری عمرا :)))))
برچسب: خواب,
نویسنده: روژان محبی